۸/۱۳/۱۳۹۵

ابهام معنایی (EQUIVOCATION)


این یک واقعیت است که در زبان های مختلف شماری از الفاظ بیشتر از یک معنا دارند و اشکالی ندارد که از معانی مختلف هر لفظ استفاده به عمل آید، اما هنگامی که برای پوشانیدن اشتباه یا نادرست نشان دادن یک گزاره، معنایی سوا از معنای مطلوب استخراج شود، مغالطۀ ابهام معنایی که بنام مغالطۀ اشتراک لفظ نیز شناخته میشود، رخ میدهد.

از واژۀ x که به معنای y مطرح شده میباشد، معنای z گرفته میشود.

مغالطۀ ابهام معنایی میتواند توسط سخنگو یا شنونده رخ دهد.  به این معنا که امکان دارد سنخگو برای ایجاد ابهام، هنگام بیان یک مطلب معنای غیرمطلوب یک واژه را بیان کند، یا امکان دارد شنونده از واژۀ استفاده شده معنایی را استنباط کند که منظور سخنگو نبوده باشد.

مولوی به من گفت که من باید ایمان داشته باشم.  من ایمان دارم که فرزندم امسال در مکتب نتایج خوب بدست میاورد، پس مولوی باید از من بسیار خوش باشد.

واژۀ "ایمان" را مولوی در چهارچوکات دینی به معنای ایمان به غیب مورد استفاده قرار داده، که این معنای واژۀ ایمان با معنایی که شنونده از آن گرفته بسیار تفاوت دارد.  در مورد اول ایمان به خدا، فرشته ها، کتب آسمانی، پیامبران، آخرت، قضا و قدر، و زندگی بعد از مرگ، بدون موجودیت مدارکی در پشتیبانی از واقعیت این پدیده ها مورد نظر مولوی بوده در حالی که شنونده با تکیه به نتایج فرزندش در سالهای پیش "ایمان" دارد که امسال نیز فرزندش در مکتب نتایج خوب بدست میاورد.

مبلغ مشهور ذاکر نائک در یکی از بیانات خود ادعا کرد که واژۀ "دحا" در قرآن به معنای تخم شتر مرغ آمده و استفاده از این واژه در مورد زمین یکی از معجزات قرآنی است چون هزار و چهارصد سال پیش هیچ کسی نمیدانست که زمین کروی بود.  این اظهارات نامبرده به دو دلیل مغلطه است.  نخست اینکه فیلسوف ریاضیدان یونانی فیثاغورس در صدۀ ششم پیش از میلاد برای اولین بار کروی بودن زمین را مطرح کرد و پس از او در صدۀ سوم پیش از میلاد اراتوستن ریاضیدان و ستاره شناس یونانی محیط زمین را با استفاده از زاویۀ تابش خورشید محاسبه کرد.

اما دوم و مهمتر این که پس از بررسی ده ها ترجمۀ قرآن واضح شد که حتی در یکی از این ترجمه ها واژۀ "دحا" به معنای تخم شترمرغ نیامده است.  در واژه‌نامه های عربی هم "دحا" به معنای "بَسَطَ" یعنی گسترانیدن آمده است.  در سوره های متعدد قرآن در اشاره به زمین مد، فرشناها، مددناها، سطحت، بساطا، بارزه به معنای گسترانیدن، و هموار کردن آمده اند.  وانگهی بیضه خود واژۀ عربی است و الله میتوانست برای وضاحت کلام از این واژه استفاده کرده زمین را بیضوی بیان کند.  پس حتی اگر قبول کنیم که "دحا" در پهلوی "گسترانیدن"، به معنای تخم شترمرغ نیز باشد، چی لازم بود که بجای بیضه از واژه ای استفاده به عمل بیاید که باعث ایجاد ابهام معنایی شود