توسل به استثنا (SPECIAL PLEADING)
در مغالطۀتوسل به استثنا که به نام های تبعیض طلبی، دادگاه
کشیشان، و استثنا طلبی نیز شناخته میشود، شخص مغالط یک اصل، معیار، یا قانون کُلی
ایجاد میکند و سپس بدون پیشکش توضیح یا توجیه کافی، اصرار میورزد که آن اصل کُلی
در مورد گزارۀ مشخصی قابل تطبیق نیست.
استثناء قایل شدن اغلب ناشی از باور های قوی عاطفی است که با عقل سلیم و
استدلال منطقی در تضاد قرار میگیرند.
شخص a معیار b
را در موقعیت x
برای دیگران قابل اجرا میداند اما در حالت خاص بدون پیشکش توجیه کافی آن را قابل
اجرا نمیداند.
اگر برای استثنا قرار دادن یک حالت خاص توجیه کافی یا
توضیح منطقی وجود داشته باشد، مغلطه ای رخ نمیدهد اما در غیاب آن مغلطۀ توسل به
استثنا رخ میدهد.
احمد - هر پدیده ای باید یک منبع یا خالقی
داشته باشد بنابر این، خدایی است که این جهان را خلق کرده.
بهزاد - اگر هر پدیده ای باید منبع یا خالق
داشته باشد، پس منبع یا خالقِ خدا چیست یا کیست؟
احمد - خدا منبع یا خالق ندارد. ذات خدا ازلی و ابدی است.
در مثال بالایی دیده میشود که در بیان آخریِ احمد معیارِ
"هر پدیده ای باید یک منبع یا خالقی داشته باشد"، بدون پیشکش توضیح کافی
نقض شده است و به این ترتیب بیان اولی اعتبار خود را از دست داده است.
در صورتی که برای استثنا قائل شدن دلیل موجهی وجود داشته
باشد، مغالطه ای رخ نمیدهد اما در عدم موجودیت توجیه کافی، یا باید مانند همه چیز دیگر، خدا هم منبع یا
خالق داشته باشد، یا فرضیۀ وجود خالق برای همه چیز را باید کنار گذاشته و قبول
کنیم که ممکن است جهان از هیچ و بدون مداخلۀ قدرت خارق العاده به وجود آمده باشد.
روحانیون مفکورۀ به جود آمدن جهان از هیچ و بدون مداخلۀ
قدرت خارق العادۀ خارجی را به باد مسخره گرفته و ادعا میکنند که این یک امکان بیحد
ضعیف، غیر محتمل، و باورنکردنی است که همه چیز از هیچ به شکل خود به خودی ایجاد
شده باشد. همین روحانیونی که ادعا دارند
جهان خیلی مغلق است و برای پدیدار شدن خود ضرورت به یک موجود مغلق تر دارد، به دیگران اجازه نمیدهند بپرسند که این
موجود مغلقتر از کجا شده است.
روحانیون به این نکته اشاره میکنند که برای قطع دور
تسلسل باید سلسلۀ ضرورت به خالق در جایی خاتمه داده شود. اما بیان نمیکنند که چرا
نمیشود این سلسله را در همین طبیعت خاتمه داد و قبول کرد که طبیعت به خودی خود به
یک شکل یا شکل دیگر همیشه وجود داشته است.