مسموم کردن سرچشمه (Poisoning the Well)
این مغالطه زمانی رخ میدهد که گزاره ای مطرح میشود و
برای جلوگیری از اعتراض دیگران از همان ابتداء صفات نکوهیده و زشت به مخالفان گزاره نسبت داده میشود. در این حالت
معترضان به گزاره گویا به داشتن آن صفات نکوهیده و زشت اعتراف کرده اند.
معلومات منفی راست یا دروغ در مورد شخص a پیشکش میشود و گفته میشود که به این دلیل استدلال های شخص a نادرست است. یا گزارۀ x مطرح میشود و از همان آغاز مخالفان x به صفات ناپسند و زشت نسبت داده میشوند.
معلومات منفی راست یا دروغ در مورد شخص a پیشکش میشود و گفته میشود که به این دلیل استدلال های شخص a نادرست است. یا گزارۀ x مطرح میشود و از همان آغاز مخالفان x به صفات ناپسند و زشت نسبت داده میشوند.
مسموم کردن سرچشمه در واقعیت مغلطۀ شخص ستیزی پیش از وقت
است یعنی مغالط حتی پیش از آنکه استدلالی بر خلاف گزارۀ مطرح شده اش پیشکش شود شخص
ستیزی را آغاز میکند.
مخالف من بهزاد، یک آدم سادهلوح و
از خود راضی است که فکر میکند همه چیز را میفهمد.
او مدتی زندانی هم بود. بیایید
بشنویم او در بارۀ موضوع مورد بحث ما چه گفتنی دارد.
در مثال بالا دیده میشود که پیش از آنکه بهزاد حتی نظر
خود را اظهار کند جانب مقابل با بیانات منفی که به اصل موضوع ربطی ندارند بر شخصیت
او تاخته است و به این گونه تلاش کرده اظهارات او را در مورد موضوع مورد بحث بی
ارزش جلوه دهد.
در وجود خدا هیچ شکی نیست. تنها اشخاص نفهم، مغرور، ظالم، و متکبر وجود
خدا را انکار میکنند.
باز هم دیده میشود که در این گفتار استدلالی برای اثبات
وجود خدا وجود ندارد و در عوض با نسبت دادن صفات منفی به خداناباوران کوشش به عمل
آمده تا استدلال های خداناباوران کم ارزش و ابلهانه جلوه داده شوند.
اهل خرد مردمان خداناباور اند و مردم
دیندار از خرد بی بهره اند.
در این مثال یکبار دیگر در دفاع از موقف گوینده در مورد
موضوع استدلالی صورت نگرفته و صرف کوشش شده است تا با تحقیر نظریات جانب مقابل کم
ارزش جلوه داده شوند.