۶/۲۵/۱۳۹۵

شخص ستیزی (Personal Attack)


شخص ستیزی نوع دیگر مغالطه است که در آن با دشنام دادن یا یادآوری یک موضوع کاملا غیر مرتبط به ادعای مطرح شده، به شخصیت جانب مقابل حمله شده و تلاش میشود تا ادعای او به این شکل باطل پنداشته شود.

شخص a گزارۀc  را مطرح میکند.  شخص b با استناد به یک حقیقت بی ارتباط به c، یا با بهتان زنی، ویا با دشنام دادن، به شخصیت a حمله کرده و نتیجه گیری میکند که گزارۀ c نادرست است.

دشنام دادن یا حمله کردن به شخصیت کسی به تنهایی مغالطه نیست.  مغالطه زمانی رخ میدهد که از دشنام دادن یا حمله کردن به شخصیت کسی، برای نادرست ثابت کردن گزارۀ مطرح شده از طرف او استفاده به عمل بیاید.  حمله به شخصیت افراد تنها زمانی مغلطه محسوب نمیشود که حمله در ارتباط به گزارۀ مطرح شده باشد.

بهزاد میخواهد ما به فرگشت باورمند باشیم.  بهزاد یک خداناباور لعین است که در سال ها پایش در مسجد داخل نمیشود.  او یک کشاورز است و نظریات او باید فقط در مسایل کشاورزی مورد بررسی قرار گیرند.

اینکه بهزاد خداناباور است و به مسجد نمیرود، ویا اینکه بهزاد یک کشاورز است ربطی به صحت یا سقم نظریۀ فرگشت ندارد.
 
بهزاد میخواهد ما به فرگشت باورمند باشیم.  ما چطور میتوانیم به گپ شخصی باور کنیم که خودش سال ها بر ضد همین نظریه قرار داشت و آن را سخت نکوهش میکرد.

یکبار دیگر در این مثال برای رد نمودن نظریۀ فرگشت بر مدرکی تکیه نشده و استدلال درستی بر ضد خود نظریه پیشکش نشده است.  اینکه بهزاد سال ها بر ضد نظریۀ فرگشت قرار داشت بدون تذکر مدرکی که بتواند صحت نظریه را به چالش بکشاند، دلیل نادرستی نظریه شده نمیتواند.

مورد حمله قرار گرفتنِ شخصیتِ یک سخنگو چیزی را که ثابت میکند اینست که مهاجم برای رد کردن گزارۀ مطرح شده از آوردن دلیل منطقی و عقلانی عاجز مانده است.  حمله به شخصیت ناتوانی مهاجم را در برابر گزاره نشان میدهد.
گاهگاهی مهاجم شخصیت جانب مقابل را بصورت مستقیم مورد حمله قرار نمیدهد، اما برای عصبانی ساختن جانب مقابل کوشش میکند و به این ترتیب میخواهد توجه را از اصل مطلب منصرف بسازد و حتی جانب مقابل را در نظر دیگران ابله و احمق نشان بدهد.