استقرای ناقص (Hasty Generalization)
این مغالطه بنام تعمیم ناروا نیز شناخته میشود. استقرا در به لغت معنای پی بردن به کل با اتکا به جز آمده است اما صادر کردن حکم کلی با اتکا به چند نمونۀ محدود ویا غیر متعارف، استقرای ناقص است. عدم موجودیت نمونه های متناسب و کافی در جز، و اتکا به آن جز برای پی بردن به کل مغالطه است.
نمونۀ x از اجتماع y گرفته میشود. نمونۀ x در مقایسه با اجتماع y خیلی کوچک است. از روی
نمونۀ x
در مورد اجتماع y
نتیجهگیری z
میشود.
استفاده از این شیوۀ کار در صورتی که نمونۀ x ناچیز
نباشد، مغلطه نیست. این روش بنام نظرسنجی یاد شده و بصورت گسترده بخصوص هنگام انتخابات برای دریافت نظر
مردم، مورد استفاده قرار میگیرد. اما
هنگامی که نمونه به حدی کوچک باشد که رسیدن به یک نتیجۀ گیری عام در مورد اجتماع
با تکیه بر آن، تصویر درستی ارائه نتواند، مغللطۀ استقرای ناقص رخ میدهد. در صورتی که دسترسی به نمونۀ بزرگ و قابل
اعتبار امکان نداشته باشد، داشتن یک نمونۀ کوچک بهتر از هیچ است اما در صورت
موجودیت نمونۀ بزرگتر یا موجودیتِ امکانِ بدست آوردن نمونۀ بزرگتر، نباید با تکیه
به نمونۀ کوچک تصمیم گیری یا اظهار نظر کرد.
سیاستمدار: در نظرسنجی ای که در کارخانۀ نساجی بگرامی صورت
گرفت هشتاد و پنج درصد کارگران از من پشتیبانی کردند پس من حتما برندۀ این
انتخابات خواهم شد.
در مثال بالا سیاستمدار این نکته را نادیده گرفته که نظر
کارگران یک کارخانه نمیتواند نمایانگر نظر اجتماع بصورت کلی باشد. عوامل زیادی بسادگی میتوانند نظر گروه کوچکی را
که در یک کارخانه مصروف کارند، به یک جهت یا به جهت دیگر تمایل دهند. برای نتیجهگیری سالم باید نظر گروه بزرگتری
از مردم جامعه که در برگیرندۀ تمام اقشار
جامعه باشد، ارزیابی شود.
سردارِ من شخص مهربانی بود. ایشان برده ای را آزاد فرمودند.
بررسی اعمال سردارِ مورد نظر نشان داد که این ادعا واقعیت داشت. وی در واقع برده ای را آزاد کرده بود. اما در جریان بررسی این هم برملا شد که سرور، جنگ سالاری بود که در جریان حمله به سرزمین های مردم هزاران نفر را به بردگی کشیده و خرید و فروش نموده بود. در مثال بالا سخنگو با کتمان اعمال دیگر سردار مرتکب مغالطۀ کتمان مدرک شده و با ابراز نظر در مورد شخصیت سردار، صرف با تکیه بر یک عملِ سردار به شکل نمونه، مرتکب مغالطۀ استقرای ناقص شده است.