عوامفریبی (Demagoguery)
هنگامی که به جای استدلال و پیشکش مدرک برای اثبات یک
گزاره سعی میشود تا با برانگیختن احساسات جمعیت، تصدیق جمعی برای گزاره حاصل شود،
مغالطۀ عوامفریبی رخ میدهد.
عمل x باید انجام داده شود. هرکسی عمل x را انجام دهد با تقوا است و هرکسی از انجام دادن عمل x خودداری کند شخص گناهگار است.
عمل x باید انجام داده شود. هرکسی عمل x را انجام دهد با تقوا است و هرکسی از انجام دادن عمل x خودداری کند شخص گناهگار است.
در این جا برای ثابت ساختن حقانیت عمل x هیچ
مدرکی پیشکش نشده و هیچ دلیل منطقی و عقلانی آورده نشده، صرف تلاش شده تا برای
حصول پشتیبانی برای گزارۀ x احساسات جمعی برانگیخته شود.
در بسا موارد افراد به پوچ و غیر مستدل بودن گزاره آگاه میباشند اما از نقد
گزاره به سبب هراسی که از مردود شدن خود یا آسیب رسیدن به خود میداشته باشند، خودداری
میکنند. برعکس در پذیرش گزاره و همرنگ
جماعت شدن مصئونیت، احترام، و تحسین جمعیت را میبینند.
عوامفریبی یکی از مغالطاتی است که بیشتر از یک تعریف بر
آن متصور است. یک بیان دیگر، عوامفریبی را
گمراه کردن مردم با دادن وعده های دروغین برای حصول مطلب مورد نظر خوانده است. عوامفریب شخصی است که با برانگیختن احساسات، و دادن
وعده های بی اساس، حقایق را تحریف کرده، مردم را گول زده، موافقت و پشتیبانی شان
را جلب میکند.
کشیش: عیسی گفت، من راه، راستی، و حیات
هستم. هیچکس نزد پدر جز به وسیلهٔ من نمیآید.
آخوند: در حقيقت دين نزد خدا همان اسلام
است. هر كس جز اسلام دينی جويد هرگز از وی
پذيرفته نشود و وی در آخرت از زيانكاران است.
در مثال بالا راه رسیدن به بهشت موعود در دو دین دو راه
مختلف بیان شده است. در انجیل از زبان
عیسی نقل شده است که برای رسیدن به پدر (خدا) هیچ راهی جز او وجود ندارد در حالیکه
در قرآن گفته شده که دین نزد خدا همان اسلام است و هر کس جز اسلام دینی اختیار کند
در آخرت از زیانکاران است.
از مغلطۀ عوامفریبی برعلاوۀ پیشوایان دینی، سیاستمداران،
و موسسات تجارتی نیز استفاده میکنند. بار
ها دیده شده که یک سیاستمدار بدون آنکه دلیل منطقی برای پشتیبانی از خط مشی خود
بیان کند پیروان خود را وطندوست و چیزفهم خوانده و به این ترتیب کوشش نموده
پشتیبانی عوام را بدست آورد. به عین شکل
موسسات تجارتی برای بازاریابی و برای ازدیاد فروشات شان بدون
برشمردن برتری کالای شان، از اشتهارات تجارتی برای عوامفریبی استفاده نموده
اند. بیشتر اوقات شخص سرشناسی را نمایش
میدهند که از کالای مورد نظر استفاده میکند و به این ترتیب میخواهند با عوامفریبی
میزان محبوبیت کالای خود را توسط محبوبیت شخص سرشناس بالا ببرند.
زمانی که هنوز اشتهار سگرت ممانعت نداشت یک اشتهار کوتاه شخصی را نشان میدادند که زیر تنۀ درختی گیر کرده و با وجود تلاش های فراوان مردم نمیتوانستند درخت را از رویش بلند کنند. در این هنگام قهرمان اشتهار از راه میرسد، از موتر خود پیاده میشود، و پس از آتش زدن یک سگرت و کشیدن چند دود، در حالی که سگرت در گوشۀ لب دارد، به تنهایی تنۀ درخت را از روی شخص بلند میکند.
زمانی که هنوز اشتهار سگرت ممانعت نداشت یک اشتهار کوتاه شخصی را نشان میدادند که زیر تنۀ درختی گیر کرده و با وجود تلاش های فراوان مردم نمیتوانستند درخت را از رویش بلند کنند. در این هنگام قهرمان اشتهار از راه میرسد، از موتر خود پیاده میشود، و پس از آتش زدن یک سگرت و کشیدن چند دود، در حالی که سگرت در گوشۀ لب دارد، به تنهایی تنۀ درخت را از روی شخص بلند میکند.