توسل به زور (APPEAL TO FORCE)
توسل به زور نوعی استدلال نیست. بسا اتفاق می افتد که زورمندان برای قبولاندن
نظریات خود، زور را وسیله قرار داده و از تهدید و زورگویی برای توجیه نتیجه گیری
استفاده مینمایند.
اگر قبول نکنی که x درست است، برایت صدمه میرسانم.
توسل به زور میتواند به شکل صدمۀ جسمانی ویا تهدید غیرجسمانی
باشد. تهدید غیر جسمانی هنگامی رخ میدهد
که کوشش میشود افراد با تهدید لفظی یا شکنجۀ روانی مجبور به پذیرفتن عقیده ای شوند.
تهدید غیرجسمانی رایج تر از صدمۀ جسمانی
است. طور مثال زمانی که نوجوانی به مطالعۀ
فرگشت یا مطالعۀ آغاز پیدایش در کتب ساینس میپردازد، یا هنگامی که فرزند شخص متدین عقاید
دینی را با طرح پرسش هایی به چالش میکشد، بسا
اوقات با تهدید عاق شدن از جانب والدین متدین ویا با تهدید رانده شدن از جانب خانواده
و دوستان روبرو میشود.
هنگامی که تازیان قدرت نظامی حاصل کردند و برای گشودن
سرزمین های خارج از عربستان به سمت سرزمین های ساسانیان و روم شرقی روانه شدند،
خالد بن ولید فرمانده جنگ های نخستین شان به مرزبانان این امپراطوری ها نامه
مینوشت. این نامه مثال خوبی از توسل به زور است.
اما بعد، اسلام بیاور تا سالم بمانی یا
تسلیم شو و جزیه بده وگرنه جز خویشتن کسی را ملامت مکن که با قومی سوی تو آمده ام
که مرگ را چنان دوست دارند که شما زندگی را دوست دارید.
در این جا خالد برای بر حق ثابت کردن عقاید خود استدلال نکرده و فقط با توسل به زور کوشش نموده تا ایدیولوژی خود را بر دیگران تحمیل کند. در بسا موارد این تهدیدات جامۀ
عمل پوشیدند و تازیان به سرزمین هایی که مردمان زیر بار تهدید نرفتند حمله کرده
مردان را کشتند، مال شان را بنام غنیمت غارت کردند، و زن و فرزند شان را بنام برده
با خود بردند.
معمولا توسل به زور باعث تغییر عقاید نمیشود اما ترس از
عواقب ناهنجار میتواند باعث شود که جانب مقابل به ظاهر از گزارۀ مغالط اظهار پشتیبانی
کند. اما در موارد اندک که توسل به زور در
یک ساحۀ وسیع و برای مدت طولانی، اغلب با عملی کردن تاکتیک ترساندن مورد اجرا قرار
میگیرد، آهسته آهسته در نسل های بعدی عقاید مغالط همهگیر میشوند. تاکتیک ترسانیدن یک ستراتیژی ای است که ایجاد
حس ترس میکند و اغلب باعث میشود جانب مقابل با گزارۀ مغالط اظهار همنوایی کند.