توسل به احتمال (APPEAL TO PROBABILITY)
این مغالطه بنام توسل به امکان (Appeal to Possibility) نیز شناخته میشود و زمانی رخ میدهد که صحت یک گزاره یا امکان وقوع یک واقعه، نه از روی
استدلال ویا مدرک بلکه از روی امکان یا احتمالِ واقعیت بودنِ آن گزاره یا به وقوع پیوستنِ یک واقعه پذیرفته شود.
گزارۀ x ممکن است پس گزارۀ x درست است.
این واقعیت که امکان دارد x درست
باشد، درست بودن x را الزامی نمیسازد به عبارۀ دیگر امکان وجود یک شی را نمیتوان دلیل و ثبوت وجود آن شی قبول کرد. مغالط
چیز ممکن را چیز مُسَلَم قبول میکند.
احمد: در امتحان کانکور تنها طب را انتخاب نمودم.
بهزاد: اما اوسط نمرات تو که خیلی
پایین بود و به مشکل از صنف دوازده فارغ شدی.
احمد: آیا میگویی ناممکن است که من
شامل طب شوم؟
بهزاد: نی اما...
احمد: پس خاموش باش.
ممکن است احمد به شکل اشتباهی شامل طب شود اما تکیه بر
همچو یک امکان توسل به امکان یا توسل به احتمالات است.
به وجود خدا باور دارم چون احتمال
دارد خدا وجود داشته باشد و ناباوران سزاوار آتش جهنم باشند. من با تصدیق وجود خدا خود را از آتش جهنم نجات داده
ام.
در این توسل به احتمال، مغالط با پذیرفتن یک احتمال و
نادیده گرفتن احتمالات دیگر نه تنها از آتش جهنم نجات نیافته بلکه در سناریو های
دیگر، خود را سزاوار آن نیز ساخته اند.
احتمال یکم: خدا
وجود دارد اما خدای یکی از هزاران دین دیگر است.
احتمال دوم: خدا وجود دارد اما یک خدای بد، یا فاعل شر است.
احتمال سوم: خدا وجود دارد اما غیر از خدایان ادیان زمینی است.
احتمال چهارم: خدا وجود دارد اما ناباوران در غیاب ثبوت قطعی را پاداش میدهد.
احتمال چهارم: خدا وجود دارد اما ناباوران در غیاب ثبوت قطعی را پاداش میدهد.
ساینس تکیه بر احتمالات دارد و در ساینس محتمل ترین نظریه به حیث نظریۀ بجا و احتمالا درست پذیرفته میشود. اما چون ساینس ادعا نمیکند که چیزی مُسَلَم است بلکه گفته میشود که به احتمال زیاد چنین یا چنان واقعیت دارد، مغلطه ای رخ نمیدهد.
هنگامی که ادعا شود امری ناممکن
است، استدلال نمودن بر اینکه آن امر ممکن است ولو امکان آن خیلی بعید و غیرمحتمل
باشد، کاملا قابل قبول بوده و مغالطه نیست.