۶/۳۱/۱۳۹۵


توسل به عواطف (APPEAL TO EMOTIONS)


زمانی که در غیاب برهان صریح برای رد یا اثبات گزاره ای از عواطف دیگران به حیث وسیله استفاده شود، مغالطۀ توسل به عواطف رخ میدهد.  توسل به عواطف ارتباط تنگاتنگ با توسل به زور دارد چون با توسل به زور، تلاش میشود تا از ترس که آنهم یک نوع عاطفه است، برای رسیدن به نتیجه مورد نظر استفاده به عمل آید.  در توسل به عواطف، مغالط تلاش میکند با بر انگیختن احساساتی از قبیل ترحم، شرم، گناه، قهر، تنفر، ترس، افسوس، وغیره مخاطب را به پذیرفتن باور ها یا ادعا هایش وا دارد. 

احساسات مطلوب با گزارۀ x مرتبط اند.  به این دلیل x درست است.

توسل به احساسات جای مدرک و استدلال منطقی و عقلانی را گرفته نمیتواند، به این سبب استفاده از آن مغالطه به شمار می آید.  این مغلطه بیشتر توسط سیاستمداران برای جلب پشتیبانی عوام مورد استفاده قرار میگیرد.  این پشتیبانی میتواند برای بدست آوردن رای و یا در وقت جنگ برای تشویق مردم به پشتیبانی ویا سهمگیری در جنگ باشد.

کسانی که به بهانۀ گرمای سوزان از رفتن به جنگ خودداری میکنند گناه بزرگی را مرتکب میشوند و باید بدانند که آتش جهنم سوزنده‌تر است.

در مثال بالا دیده میشود که برای حصول پشتیبانی و سهمگیری در جنگ توسل به حس گناه و ترس مخاطب مشهود است و از استدلال خبری نیست.

اگر توسل به عواطف درکنار برهان صریح برای مؤثر ساختن استدلال مورد استفاده قرار گیرد، مغالطه به حساب نمی آید به این سبب شناخت مغالطۀ توسل به عواطف مشکلتر از شناخت مغالطه های دیگر است.  قصد مغالط بیشتر  این میباشد که مخاطب به جای خرد، بر اساس احساسات خود قضاوت کند.  برای شناخت این قصد باید گفتۀ مغالط را خالی از جملات احساس برانگیز بسازیم.  اگر پس از آن، از گفته چیزی نماند یا فاصلۀ بزرگ میان ادعا و نتیجه باقی ماند، واضح میشود که سخنگو مرتکب مغالطۀ توسل به عواطف شده است.