۷/۰۶/۱۳۹۵


توسل به مرجعیت (APPEAL TO AUTHORITY)


هنگامی که نظریۀ یک مرجع یا متخصص در مورد یک گزارۀ خارج از ساحۀ تخصص اش به حیث مدرکِ صحت یا سقم آن گزاره پیشکش میشود، مغلطۀ توسل به مرجعیت رخ میدهد.  امکان دارد یک مرجع در مورد یک گزارۀ خارج از ساحۀ تخصص خود دلایل منطقی و مدارکی داشته باشد، که در این صورت باید به جای خود مرجع، دلایل مرجع برای اثبات صحت یا سقم گزاره مورد استفاده قرار گیرند در غیر آن از مغالط باید پرسیده شود که مرجع نامبرده نظر به کدام دلایل این گزاره را درست یا نادرست میپندارد.

شخص a گزارۀ x را رد میکند پس گزارۀ x نادرست است.
شخص a گزارۀ x را تایید میکند پس گزارۀ x درست است.

هنگامی که شخص a شناسایی نشود، یا در ساحۀ x تخصص نداشته باشد، یا شخص a در ساحۀ x تخصص داشته باشد اما نظریۀ او با نظریۀ اکثر متخصصان در آن ساحه تطابق نداشته باشد، یا اگر نظریۀ شخص a مغرضانه باشد مغلطۀ توسل به مرجعیت رخ میدهد.  در صورتی که گزارۀ x  قابل بررسی نباشد، هم مغلطۀ توسل به مرجعیت و هم مغلطۀ ابطال ناپذیری رخ میدهد.

من دانشمندی را میشناسم که به فرگشت باورمند نیست پس فرگشت واقعیت ندارد.

این طرز استدلال به دلیلی مغالطه است که در آن دانشمند شناسایی نشده است.  حتی اگر دانشمند شناسایی میشد، چون این نظریه در تضاد با نظریۀ اکثر دانشمندان قرار دارد باز هم این استدلال مغالطه به شمار می‌آمد.

چون نیوتن باورمند به وجود خدا بود، پس خدا وجود دارد.

باورمند بودن نیوتن دلیلی برای اثبات وجود خدا نیست بلکه باورمندیِ او یک مدعیِ دیگر در شمار مدعیان وجود خدا اضافه میکند.  یک نگاه گذرا به زندگی نیوتن نشان میدهد که نیوتن معتقد به وجود خدای حفره ها بود. روحانیون همواره به مسایلی که علم هنوز پاسخی برایش نیافته است اشاره کرده و ادعا میکنند که چون این و این را نمیدانیم پس حتما دست خدا در کار است و باید به وجود خدا معتقد باشیم. این خدا بنام خدای حفره ها، خدای شکاف ها، یا خدای چاله ها شناسایی شده است. دانشمندان به این نکته اشاره میکنند که اگر قرار باشد وجود خدا بستگی به مسایلی داشته باشد که علم تا هنوز جوابی برای آن نیافته است، پس با کشفیات جدید و دریافت جواب به آن سوالات، دایرۀ وجود این خدا تنگ و تنگتر میشود.

در منظومۀ خورشیدی برعلاوۀ قوۀ جاذبۀ خورشید، قوۀ جاذبۀ سیارات نیز بر یکدیگر اثر انداز اند. طور مثال قوۀ جاذبۀ زمین و مریخ هنگام گذشتن از کنار همدیگر بریکدیگر اثر انداز اند.  نیوتن به این باور بود که این اثر جاذبه با گذشت زمان انباشته شده باعث ایجاد آشفتگی جاذبه ای شده و سرانجام باید باعث برهم خوردن نظم در منظومۀ خورشیدی شود.  وی به این باور بود که برای نگهداشت نظم و برای مقابله با نیروی های مخربِ دیگر، ضرورت به یک موجود هوشمند و قدرتمند بود تا جلو برهم خوردن نظم را بگیرد.

دانشمندان پس از نیوتن با استفاده از نظریات نیوتن محاسبات دقیقی را انجام دادند و در یافتند که آشفتگی جاذبۀ اجسام آسمانی بر یکدیگر کاملا توازن دارد و با گذشت زمان نتیجۀ آخری این آشفتگی مساوی به صفر میشود. ریاضیدان مشهور فرانسوی پییر لاپلاس یکی از این دانشمندان بود که با انجام دادن محاسبات دقیق شیوۀ حرکت و اثرگذاری اجسام آسمانی بر یکدیگر را به صورت مفصل بیان کرد و نمایش داد که نیوتن تمام جوانب قضیه را در محاسبات خود در نظر نگرفته بود و برای نگهداری نظم ضرورتی به موجود هوشمند و قدرتمند نبود.