۷/۰۵/۱۳۹۵

توسل به نادانی (APPEAL TO IGNORANCE)


در این نوع مغالطه که بنام توسل به جهل، و طلب برهان از مخالفان نیز شناخته میشود، یک ادعا به دلیلی درست پنداشته میشود که نقیض آن ثابت نشده است. این یک مغالطۀ منطقی است چون از نگاه منطق هر قضیه در ابتدا نه درست است نه نادرست و باید درستی یا نادرستی قضیه برای اثبات ادعا تعیین شود. 

چون x را نادرست ثابت کرده نمیتوانی پس x درست است. 
چون x را درست ثابت کرده نمیتوانی پس x نادرست است. 

بی اطلاعی در بارۀ درستی یک قضیه، نادرستی آن را ثابت نمیکند و بی اطلاعی در مورد نادرستی آن قضیه، درست بودن آنرا به اثبات رسانیده نمیتواند. 

هیچ منبعی عدم وجود الله را ثابت نتوانسته است پس بدون شک الله وجود دارد. 

درست است که عدم وجود الله ثابت نشده است اما این دلیل وجود الله شده نمیتواند. عدم وجود خدایان بسیارِ دیگر نیز ثابت نشده است پس با اتکا به همین استدلال باید در وجود آن ها نیز شک نداشت؟ 

در سال ۲۰۰۵ میلادی انجمن ایالتی کانزاس تدریس خلقت یا طراحی هوشمند را مورد بررسی قرار داده و میخواستند در کنار فرگشت آنرا شامل برنامۀ درسی کنند. یکی از شهروندان بنام بابی هندرسون که مخالف این عمل بود در نامۀ سرگشاده ای نوشت که کیهان توسط خدای او یعنی هیولای اسپاگتی پرنده (Flying Spaghetti Monster) بنا نهاده شده و زمانی که دانشمندی با استفاده از تاریخ کاربنی، اشیا را مورد بررسی قرار میدهد، این هیولای آش و کوفته با رشته های آش خود، نتیجۀ بررسی آن دانشمند را تغییر میدهد. او تقاضا کرد که اگر قرار است خلقت در مکاتب تدریس شود، باید این نظریۀ او هم در مکاتب تدریس شود. بعد از آن که نامبرده نامۀ خود را در انترنت نشر کرد، دین پاستافیرینزم (Pastafarianism) به یک جنبش بزرگ ضد تدریس طراحی هوشمند تبدیل شد. چون نقیض این نظریه ثابت نشده پس باورمندان به این طرز استدلال باید به وجود این هیولا و خدایان بسیار دیگر نیز باورمند باشند. 

با در نظر داشت این مغلطه باید باور های خود را بررسی کنیم تا دریابیم که آیا بزرگترین عقاید ما ریشه در مدرک دارند یا در عدم وجود مدرک مبنی بر نقض آن باور ها.