۶/۲۱/۱۳۹۵

آرزوگرایی (Wishful Thinking)


زمانی که آرزوی درست بودن یک گزاره جاگزین مدرک برای درست بودن آن گزاره میشود، مغلطۀ آرزوگرایی رخ میدهد.  آرزوگرایی میتواند باعث برداشت متفاوت از مدارک برای دستیابی به نتیجۀ مورد پسند آرزوگرا شود.

من به گزارۀ x باورمندم یا من آرزومندم گزارۀ x درست باشد، از این رو گزارۀ x درست است.

هر گزاره ای نخست نه درست میباشد و نه نادرست.  درست بودن یا نادرست بودن یک گزاره را میتوان با تکیه بر استدلال های منطقی، عقلانی، و مدارک به اثبات رسانید، نه با تکیه بر باور ها یا آرزو های شخصی.  اشخاص دانشمند در مورد گزاره ای که صحت یا بطلان آن ثابت نشده باشد، نظریات شخصی خود را با" فکر میکنم" یا" احساس میکنم" بیان میکنند تا مغالطه نکرده باشند در حالی که مغالط باور شخصی یا آرزوی شخصی خود را به حیث مدرک درست بودن گزاره پیشکش میکند.

به زندگانی جاودانۀ پس از مرگ باورمندم و باورمندم که آن زندگانی را در کنار کسانی که دوست شان دارم سپری میکنم.  در غیر آن اگر با مرگ، خودآگاهی ما برای همیشه به پایان برسد، پس معنای زندگی چیست؟

در مثال بالایی بیشتر از یک مغلطه وجود دارد اما آرزوی مغالط که برای داشتن زندگانی پس از مرگ به حیث مدرک زندگانی پس از مرگ پیشکش شده است مغلطۀ آرزوگرایی است.  چون مغالط دوست ندارد مرگ نقطۀ آخر خودآگاهی اش باشد، دست به مغالطۀ آرزوگرایی زده است.  مغالط این واقعیت را نادیده گرفته که پیش از تولد هم خودآگاهی نداشتیم و این واقعیت هرگز باعث آزار مان نمیشد.

با در نظر داشت معنای کُلی مغلطه، داشتن چنین باور را به تنهایی میتوان مغالطه به حساب آورد اما مغالطۀ تمام عیار زمانی رخ میدهد که مغالط بر درست بودن این باور خود بر اساس آرزو های شخصی اش پافشاری میکند.    

از خلقت‌گرایی میتوان به حیث مثال دیگر مغلطۀ آرزوگرایی یاد کرد.  خلقت‌گرایان بدون پیشکش کوچکترین  مدرک باور دارند که خدا آدم را از گل خلق کرد و سپس با دمیدن روح خود در آن، به آن زندگانی بخشید.  ایشان تمام شواهد فرگشت را که در طبیعت وجود دارد، و مطالعاتی را که توسط دانشمندان در آزمایشگاه ها انجام شده نادیده گرفته به صحت ادعای خود اصرار ورزیده، مرتکب مغالطۀ آرزوگرایی میشوند.