مغلطه چیست؟
مغلطه یعنی کلام باطلی که به وسیلۀ آن شخصی شخص دیگری را در اشتباه اندازد و مغالطه به معنایِ بکاربردِ مغلطه در استدلال یا به بیان دیگر استدلالِ باطل برای دگرگون نشان دادن حقایق است. مغالطه میتواند آگاهانه، سهوی، یا ناآگاهانه باشد. مغالطۀ عمدی یا تلاش آگاهانه در به کار بردن کلام باطل را سفسطه گویند. مغالط، مغالطهگو، سفسطهگر، یا سفسطهسرا شخصی را گویند که مغالطه کند.
اما این اصطلاحات و تعاریف از کجا سرچشمه گرفته اند؟ سوفسطائی در لغت به معنای استاد، دانشور، زیرک، و هوشمند است. در یونان باستان آموزگاران فلسفه را سوفسطائیان میگفتند. ایشان در ازای دستمزد، به جوانان آئین سخنوری و فن استدلال آموزش میدادند. سوفسطائیان به تدریج حقانیت و صداقت را کنار گذاشته و مایل شدند به شاگردان خود فنونی را آموزش دهند تا ایشان بتوانند به هر قیمتی حریفان خود را در مناظره شکست دهند. با وجودی که این روش باعث بدنامی سوفسطائیان شد اما چون این روش موفقیت دربر داشت، بصورت گسترده ای مورد استفاده قرار گرفت.
در میان سوفسطائیان فرقۀ اول، عندیه به این باور بودند که انسان خودش میزان همه چیز است و اگر حقیقتی تصدیق شود حق است، و اگر مردود شمرده شود حق نیست؛ فرقۀ دوم، عنادیه به این باور بودند که هیچ چیزی وجود ندارد و آنچه را حقیقت مینامند، فریبی بیش نیست؛ و فرقۀ سوم، لاادریه به هیچ چیزی باور نداشتند و میگفتند هر امری هم باید تصدیق شود و هم تکذیب، یا نه باید تصدیق شود و نه تکذیب. به نظر سوفسطائیان حقیقت یک امر متغیر بود نه ثابت. ایشان میگفتند این کاملا ممکن است که شخصی را متقاعد ساخت که سیاه سفید است و سفید سیاه، یعنی انسان میتوانست به امری معتقد شود اما به هیچ صورت نمیتوانست به امری معرفت حاصل کند.
اما این اصطلاحات و تعاریف از کجا سرچشمه گرفته اند؟ سوفسطائی در لغت به معنای استاد، دانشور، زیرک، و هوشمند است. در یونان باستان آموزگاران فلسفه را سوفسطائیان میگفتند. ایشان در ازای دستمزد، به جوانان آئین سخنوری و فن استدلال آموزش میدادند. سوفسطائیان به تدریج حقانیت و صداقت را کنار گذاشته و مایل شدند به شاگردان خود فنونی را آموزش دهند تا ایشان بتوانند به هر قیمتی حریفان خود را در مناظره شکست دهند. با وجودی که این روش باعث بدنامی سوفسطائیان شد اما چون این روش موفقیت دربر داشت، بصورت گسترده ای مورد استفاده قرار گرفت.
در میان سوفسطائیان فرقۀ اول، عندیه به این باور بودند که انسان خودش میزان همه چیز است و اگر حقیقتی تصدیق شود حق است، و اگر مردود شمرده شود حق نیست؛ فرقۀ دوم، عنادیه به این باور بودند که هیچ چیزی وجود ندارد و آنچه را حقیقت مینامند، فریبی بیش نیست؛ و فرقۀ سوم، لاادریه به هیچ چیزی باور نداشتند و میگفتند هر امری هم باید تصدیق شود و هم تکذیب، یا نه باید تصدیق شود و نه تکذیب. به نظر سوفسطائیان حقیقت یک امر متغیر بود نه ثابت. ایشان میگفتند این کاملا ممکن است که شخصی را متقاعد ساخت که سیاه سفید است و سفید سیاه، یعنی انسان میتوانست به امری معتقد شود اما به هیچ صورت نمیتوانست به امری معرفت حاصل کند.
اولین شخصی که در مقابل سوفسطائیان به مبارزه برخاست فیلسوف مشهور ارسطو بود. نامبرده برای اولین بار مغالطات را در یک فهرست تنظیم نمود. وی در فهرست خود سیزده مغالطه را شناسایی نموده و آنها را به مغالطات کلامی و مغالطات موادی تقسیم نمود. در مغالطات کلامی طرز استدلال و در مغالطات موادی موضوع مورد بحث را حاوی مغلطه شمرد. شناسایی و رده بندی مغالطات بعد از ارسطو ادامه یافت و امروز صد ها نوع مغالطه شناسایی و فهرست شده اند. این مغالطات در مجموع به دو دستۀ رسمی و غیر رسمی، و هر دسته به شعبات کوچکتر دیگری تقسیم شده اند.
بیشتر مغالطات مرتبط به استدلال اند، اما برخی از مغالطات مرتبط به توضیحات، تعاریف، و یا محصولات دیگر استدلال اند. بعضی اوقات مغالطه به معنای گسترده تر مورد استفاده قرار گرفته و هر باور نادرست یا علت باور نادرست را دربر میگیرد.
مغالطات معمولا در استدلال ها یا متون طویل تعبیه میشوند و به این ترتیب شناسایی شان مشکل میشود. ریچارد واتلی یکی از محققان شناخته شدۀ قرن نزدهم بدین باور بود که اگر مغالطه ای به وضاحت بیان شود، طفلی را نمیتواند فریب دهد اما اگر همان مغالطه در استدلال های طویل تعبیه شود، نیمی از دنیا را میتواند فریب دهد. با شناخت مغالطات به راحتی میتوانیم حقایق را از وهمیات جدا ساخته، از حقایق پشتیبانی و وهمیات را با استدلال منطقی به چالش بکشیم.
استدلال منطقی درست در مقابل مغالطه قرار دارد. استدلال منطقی روش نتیجه گیری بر اساس تفکر عقلانی و اصول منطقی است. منطق وظیفۀ بستن راه به روی مغالطه را به عهده دارد اما تصدیق صحت ذاتی یک گزاره وظیفۀ منطق نیست. طور مثال در مورد گزاره های "چهار ضلعی مربع است" و "چهار ضلعی مربع نیست"، استدلال منطقی حکم مینماید که به علت تناقض موجود میان این دو گزاره، کم از کم یکی از این دو گزاره مغلطه است. اما در ارتباط به گزاره های "چهار ضلعی مربع است" و "چهار ضلعی مستطیل است"، روش استدلال منطقی مغلطه ای نمی بیند، و صحت یا ابطال این گزاره ها باید با روش های فلسفی ویا علمی مورد بررسی قرار گیرد. به عبارۀ دیگر، استدلال منطقی شرط لازمی برای استدلال عقلانی است اما بسا اوقات، استدلال منطقی به تنهایی شرط کافی یا جاگزین استدلال عقلانی بوده نمیتواند.
با مطالعۀ مطالب بعدی و حصول شناخت با مغالطات رایج، به این حقیقت پی خواهید برد که بخش بیشتر استدلال هایی که روزانه در معابد، خانه، مدرسه، دفتر، رادیو، تلویزیون، کتب، مجلات، اخبار، صفحات انترنتی، و جا های دیگر با آن مواجه میشوید، مغالطه و باطل اند.
اولین شخصی که در مقابل سوفسطائیان به مبارزه برخاست فیلسوف مشهور ارسطو بود. نامبرده برای اولین بار مغالطات را در یک فهرست تنظیم نمود. وی در فهرست خود سیزده مغالطه را شناسایی نموده و آنها را به مغالطات کلامی و مغالطات موادی تقسیم نمود. در مغالطات کلامی طرز استدلال و در مغالطات موادی موضوع مورد بحث را حاوی مغلطه شمرد. شناسایی و رده بندی مغالطات بعد از ارسطو ادامه یافت و امروز صد ها نوع مغالطه شناسایی و فهرست شده اند. این مغالطات در مجموع به دو دستۀ رسمی و غیر رسمی، و هر دسته به شعبات کوچکتر دیگری تقسیم شده اند.
بیشتر مغالطات مرتبط به استدلال اند، اما برخی از مغالطات مرتبط به توضیحات، تعاریف، و یا محصولات دیگر استدلال اند. بعضی اوقات مغالطه به معنای گسترده تر مورد استفاده قرار گرفته و هر باور نادرست یا علت باور نادرست را دربر میگیرد.
مغالطات معمولا در استدلال ها یا متون طویل تعبیه میشوند و به این ترتیب شناسایی شان مشکل میشود. ریچارد واتلی یکی از محققان شناخته شدۀ قرن نزدهم بدین باور بود که اگر مغالطه ای به وضاحت بیان شود، طفلی را نمیتواند فریب دهد اما اگر همان مغالطه در استدلال های طویل تعبیه شود، نیمی از دنیا را میتواند فریب دهد. با شناخت مغالطات به راحتی میتوانیم حقایق را از وهمیات جدا ساخته، از حقایق پشتیبانی و وهمیات را با استدلال منطقی به چالش بکشیم.
استدلال منطقی درست در مقابل مغالطه قرار دارد. استدلال منطقی روش نتیجه گیری بر اساس تفکر عقلانی و اصول منطقی است. منطق وظیفۀ بستن راه به روی مغالطه را به عهده دارد اما تصدیق صحت ذاتی یک گزاره وظیفۀ منطق نیست. طور مثال در مورد گزاره های "چهار ضلعی مربع است" و "چهار ضلعی مربع نیست"، استدلال منطقی حکم مینماید که به علت تناقض موجود میان این دو گزاره، کم از کم یکی از این دو گزاره مغلطه است. اما در ارتباط به گزاره های "چهار ضلعی مربع است" و "چهار ضلعی مستطیل است"، روش استدلال منطقی مغلطه ای نمی بیند، و صحت یا ابطال این گزاره ها باید با روش های فلسفی ویا علمی مورد بررسی قرار گیرد. به عبارۀ دیگر، استدلال منطقی شرط لازمی برای استدلال عقلانی است اما بسا اوقات، استدلال منطقی به تنهایی شرط کافی یا جاگزین استدلال عقلانی بوده نمیتواند.
با مطالعۀ مطالب بعدی و حصول شناخت با مغالطات رایج، به این حقیقت پی خواهید برد که بخش بیشتر استدلال هایی که روزانه در معابد، خانه، مدرسه، دفتر، رادیو، تلویزیون، کتب، مجلات، اخبار، صفحات انترنتی، و جا های دیگر با آن مواجه میشوید، مغالطه و باطل اند.
